تقیه !!!!
اولین بار که بحث تقیه ذهنم را به خود مشغول کرد زمانی بود که در وبلاگ یکی از دوستان غیر شیعه نظر داده بودم .برایش از دوستی و وحدت و.. گفتم .اما ایشان گفت اینها نظرات حقیقی تو نیست و داری تقیه می کنی .مدتی گذشت فراموش کردم .تا اینکه در سایت عقیده (کتابخانه اینترنتی اهل سنت )کتابی دیدم به نام روبه صفتان که در آن شیعیان و خصوصا روحانیون شیعه بخاطر اعتقاد به تقیه به روبه صفتی و درویی و نفاق متهم شده بودند
اما براستی حقیقت تقیه چیست ؟
تقیه این است که انسان در برابر مخالف عقیده باطنی خودش را اظهار نکند.اما نکته ای که عمدتا نادیده گرفته می شود شرایط تقیه است
لازم به ذکر است که نقیه زمانی جایز است که خطر جان و مالی مهمی انسان را تهدید کند .
آیت الله مکارم شیرازی در کتاب شیعه پاسخ می دهد آورده اند :
تقيّه آن است كه انسان، عقيده دينى خود را در برابر مخالفان متعصّب و سرسخت كه ممكن است خطرى براى او بيافرينند، كتمان كند.
به عنوان مثال مسلمان موحّدى در چنگال گروهى بت پرست لجوج، گرفتار شده كه اگر اظهار توحيد و اسلام كند، خون او را مى ريزند يا صدمه مهمّ جانى، مالى و عِرضى به او مى رسانند، او عقيده باطنى خود را مكتوم مى دارد تا از گزند آنها در امان بماند.
يا يك مسلمان شيعى در بيابانى گرفتار يك فرد وهّابى تندرو مى شود كه ريختن خون مسلمان شيعه را مباح مى داند، در اين حالت براى حفظ جان و مال و ناموس خود، عقيده خود را از او مكتوم مى دارد. هر عاقلى تصديق مى كند كه اين كار كاملا منطقى است و عقل بر آن حاكم است، چرا كه نبايد جان خود را فداى تعصّب متعصّبان كرد.
نكته مهم اين است كه تقيه همه جا جايز نیست و باید به شرایط آن توجه داشت و به سرعت افراد را متهم به روباه صفتی و نفاق نکرد .
نکته جالب اینجاست که تقیه کاملا در نقطه روبروی نفاق است .انسان منافق در باطن اعتقادی به دین ندارد و در ظاهر اظهار می کند در حالی که انسانی که تقیه می کند در باطن به دین و مذهبش اعتقاد دارد و در ظاهر بیان و اظهار نمی کند
و اما تقیه دلایل شرعی و عقلی فراوانی دارد که به چند نمونه از آن اشاره می کنیم .
ـآیه 27 سوره آل عمران «لا يتخذ المؤمنون الكافرين اولياء من دون المؤمنين و من يفعل ذلك فليس من الله فى شىء الا ان تتقوا منهم تقاة،افراد با ايمان نبايد غير از مؤمنان،كسى را از كافران،دوست و ولى خود قرار دهند،هر كس چنين كند رابطه خود را از خدا بريده است مگر اين كه از آنها تقيه كنيد».
2-داستان عمّارياسر و پدر و مادرش را تمام مفسّران نقل كرده اند كه هر سه گرفتار چنگال مشركان عرب شدند و آنها را وادار به برائت از پيامبر اسلام(صلى الله عليه وآله) كردند، پدر و مادر عمّار خوددارى كرده و شهيد شدند، ولى عمّار از روى تقيّه مطابق ميل آنها سخن گفت و سپس گريه كنان به خدمت پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) رسيد.
در اين هنگام آيه شريفه «(مَنْ كَفَرَ بِاللهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَوَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالاِْيمَانِ...); كسانى كه بعد از ايمان كافر شوند... عذاب سختى دارند، مگر آنها كه تحت فشار واقع شده اند...».(3) أيه 106 سوره نحل
پيغمبر اكرم(صلى الله عليه وآله) پدر و مادر عمّار را جزء شهدا شمرد و اشك از چشمان عمّار سترد و فرمود : چيزى بر تو نيست اتّفاق نظر همه مفسّران اسلام در مورد نزول آيه فوق درباره عمّار و پدر و مادرش و سخنانى كه پيامبر(صلى الله عليه وآله) بعد از آن فرمود، نشان مى دهد كه مسأله تقيّه مورد قبول همه است.(عمل پدر و مادر عمار فراتر از وظیفه و یک نوع ایثارگری بود )
شاید بعد از این دلایل عده ای بگویند تقیه در برابر کفار مانعی ندارد اما در مقابل مسلمان ایراد دارد .اما ما می گوییم اگر بحث حفظ جان است چه تفاوت است ؟در ضمن اگر بخواهیم تعصب دینی داشته باشیم و بحث حفظ دین باشد که در برابر کفار بایستی مقاومت بیشتری صورت گیرد .
اما نکته مهم و دارای اهمیت که باید به آن توجه کرد تقیه حرام است که باز هم با این نوع از تقیه از زبان آیت الله مکارم شیرازی آشنا می شویم . ایشان در کتاب اعتقاد ما آورده اند
در بعضى از موارد تقيه كردن حرام است و آن در جايى است كه اساس دين و اسلام و قرآن،يا نظامهاى اسلامى به خطر بيفتد،در چنين مواردى بايد عقايد را اظهار نمود هر چند انسان قربانى اظهار عقيدهاش شود،و معتقديم قيام امام حسين (ع) در عاشورا و كربلا،درست در راستاى همين هدف بود،چرا كه حكام بنى اميه اساس اسلام را به خطر افكنده بودند،و قيام امام حسين (ع) پرده از كار آنها برداشت،و جلو خطر را گرفت.
پس تقیه نمی تواند مفری برای انسان های ترسو باشد و جایی که اساس دین در خطر است تقیه به هیچ وجه جایز نیست .مانند کاری که امام حسین در عاشورا کرد و خمینی کبیر در انقلاب اسلامی کرد و فرمود در این شرایط تقیه به هیچ وجه جایز نیست زیرا معتقد بود انقلاب سفید شاه ،کاپیتولاسیون و...اساس جامعه دینی را نشانه گرفته .مانند بهلول و سید حسن مدرس و علمای بزرگی که در برابر کشف حجاب تقیه نکردند.
اتفاقا شیعه همواره با تاسی به قیام امام حسین علیه السلام یکی از شجاع ترین فرقه های اسلامی در بیان اعتقادات دینی بوده است
آنچه بیشتر مرا آزرد آن بود که وقتی به دوستی که در اول مطلبم اشاره کردم گفتم اشتباه می کنی این تقیه نبود چون اصلا خطری از جانب تو مرا تهدید نمی کرد (آنهم خطر جانی مهم) گفت : این حرفت هم از روی تقیه است !!!!!